عشق و دوستي
میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. آیا مرا می بینی؟ وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. سال نو همه دوستای خوبم مبارک... در این خلوت سرا من هم به تنهایی لقب دارم بنویسید به دیوار سکوت:
![]()
در ساحل کنار دریا ایستاده ای ,
هوای سرد ,![]()
صدای موج
انتظار انتظار انتظار![]()
... ... به خودت می آیی ,
یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند ,![]()
نه دستی که شانه هایت را بگیرد ,
نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد![]()
اسم این تنهایی است
![]()

![]()
استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت:
![]()
دانشجو پاسخ داد:

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت:![]()
![]()


پریشانی و شیدایی در اینجا هم شده کارم
تو دنیای منی و من غزلهایم بنام تو
میان عمق رویایم شدم محبوب و رام تو
صدایت می کنم هر شب میان خواب و رویایم
نمی دانی که هستم من ولی دیریست شیدایم
میان ظلمت شب ها غمم را با تو می گویم
تو که تنها کسی هستی که جان را در تو می جویم
نمی دانم چه خواهد شد اسیرم در دو راهی ها
غرورم یکطرف ماند و دل دیوانه ام اینجا
چه می شد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را
بگویم عاشقت هستم بمان با من تو ای زیبا 
![]()
![]()

عشق سرمایه ی هر انسان است .
بنشانید به لب ٬حرف قشنگ ٬ حرف بد
وسوسه ی شیطان است .
و بدانید که فردا دیر است .
و اگر غصه بیاید امروز ٬ تا همیشه دلتان درگیر است 
پس بسازید رهی را که کنون ٬ تا ابد سوی صداقت برود .
و بکارید به هر خانه گلی ٬ که فقط بوی محبت بدهد..........
![]()

بگذار ساده باشد و کلیشه ای
برای با تو بودن
از هیچکس و هیچ چیز این دنیا بهانه نمی خواهم
من فقط تو را می خواهم
عاشقانه و بی بهانه
میبینی....
میبینی که خاطرات عاشقانه نوشتن
این روزها چه آسان شده؟

![]()
![]()
![]()
![]()
روشنی می بارد
آسمان پر نور است
و ستاره باران
چشم من روشنی نور خدا را دارد
باز کن پنجره را و ببین
که خدا آمد از عرش به پایین امشب
تا تماشا بکند رقص گل و باران را
و به دیوار تهی پنجره ای هدیه کن
و خدا می آید
کوله بارش همه موسیقی و شعر
صفی از روشنی و نور می آید به زمین٬
من اتاقم را جارو زدم و سفره ای از یاس و اقاقی چیدم٬
عطر مستی به دل خود زده ام.
و خدا می آید
گر چه او می داند
که زمین آلوده است٬
خانه ها تاریکند
کوچه ها بن بست است
و کسی نیست در اینجا نفسش چشمه نور
او ولی می آید
همصدای نفس ثانیه هایم باشد
من که با پنجره ها همنفسم
و هم آغوش گل یاس و اقاقی هستم
و در آیینه غبار نفس سینه من
چه حکایت ها دارد.
در وجودم جاریست
حس پرواز هنوز
![]()
![]()
کوله بارت بربند !
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد !
که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم ؟!
می شود آسان رفت …
می شود کاری کرد که رضا باشد او
ای سبکبال در این راه شگرف
در دعای سحرت
در مناجات خدایی شدنت
هرگز از یاد مبر
من جا مانده بسی محتاجم ...
![]()
![]()
![]()
می روم تا که شاید به جادوی خواب ..
همه ی درهای بسته را وا کنم ..
تا که شاید .. دست کم .. تا خود صبح ..
غصه های نهفته را خواب کنم ..
می روم تا به آغوش کشم حریر ابرها را ...
می روم تا که بشکنم .. سد سکوت ...
می روم تا که شاید به جادوی خواب ...
بشوم فارغ از هر چه که بود و نبود 
![]()
آرزويم برايت اينست...
در ميان مردمي كه مي دوند براي" زنده بودن"
آرام قدم برداري براي"زندگي كردن "
به كسي اعتماد كن كه بتواند سه چيز را در تو تشخيص دهد.
![]()
با آنکه خدای را عاشقتر بود شاید
و تقصیر خطا را حتی با او شریک هم نشد
با آنکه کمی شاید او مقصر تر بود
و داغ زمین را هرگز بر مادرم برخ نکشید
با آنکه از بهشت کمی سخت تر بود شاید...
![]()
من تو را تجربه کردم ای خوب
گرد ایام مرا هم پوشاند
و پس از دوره کوتاه ندیدن هامان
در خیال تو ز من هیچ نماند
این که تقصیر تو نیست
لحظه ها فاصله می اندازند
لحظه ها می بلعند
رفته ها را در خویش
لحظه ها می دزدند
مهرها را از دل
و تو آیا دیدی؟
جای پای تو بماند یک عمر
روی شن های نمور ساحل 
![]()
![]()
می نوشم ومی نوشم از کوثر چشمانت
می خشکم ومی رویم در پیچک دستانت
بوسیدم و بوییدم، نالیدم و خندیدم
امشب چه نمازی بود در کعبه ایمانت
پیچیدم وپیچیدم ،چرخیدم و چرخیدم
با یاد تو افتادم چون کشته به میدانت
چشمان سیاه تو،لبریز دو بیتی هاست
نو گشت غزل هایم در سایه مژگانت
گم گشتم و گم گشتم،آن قدر که خم گشتم
خم گشته قد صد خم،از خم خم زلفانت
تا هستم وتا هستی،تا مستم وتا مستی
می نوشم ومی نوشم از کوثر چشمانت
![]()
تا باور تو چند پله باقیست ؟![]()
نفس تازه می کنم... یک شعر می نوشم![]()
از خودم بالا می روم![]()
پله ...پله![]()
از تاکهای زیر خاک تا فصل خوشه چینی![]()
پیمانه پیمانه ترا می نوشم![]()
تلو تلو خوران گیج گیج
تا باور تو خودم را بالا می روم![]()
پله پله فصلها را بالا می روم![]()
پا زخمی و سر به یکسره زمستانی![]()
تا باورت چند رج دیگر باید خودم را ببافم ؟![]()
تا آب شدن برفها از سرم![]()
تا جوانه روییدن از تنم![]()
چند ترانه....چند گریه بی شانه های تو![]()
باید خودم را بالا بروم![]()
نفسم را بالا بروم![]()
تا بگویی باز![]()
ترا دوست دارم از دو چشمم بیشتر![]()
ترا باور دارم از دو چشمم بیشتر![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت |













































